علل شکست اخیر و پیروزی موقت کودتا ( قسمت دوم)

ارسال شده ژوئیه 4, 2009 توسط pishgaman
دسته‌ها: سیاسی

در پابان مقاله پیش به این پرسش رسیدیم که چرا تنها درصد کمی از جامعه به اعتراض علیه کودتا برخاست و دیگر طبقات از این حرکت اعتراضی حمایت نکردند.

برای رسیدن به پاسخ ابتدا باید نگاهی به طبقه بندی های اجتماعی بیاندازیم.

طبقه بندی اجتماعی در جهان

در کشور های سرمایه داری توسعه یافته اکثر مردم به دو طبقه تقسیم میشوند.

طبقه اول –  بورژواها : آن افراد از جامعه که صاحب ابزار تولید یا ابزار توزیع یا ابزار خدمات رسانی هستند.

طبقه دوم- پرولتاریا : آن افراد از جامعه که صاحب ابزار تولید نیستند و برای امرار معاش برای طبقه اول کار میکنند و مزد میگیرند.

در کشور های سرمایه داری در حال توسعه طبقه دیگری هم وجود دارد.

طبقه سوم- خرده بورژوا : افرادی از جامعه که مالکین جزء هستند یا خرده مالکین. مانند صاحب یک فروشگاه کوچک. این طبقه اجتماعی در طی پروسه صنعتی شدن از بین رفته و به یکی از دو طبقه دیگر تبدیل میشود.

طبقه بندی اجتماعی در ایران

از آنجا که هرگاه مفاهیم تمدن وارد ایران شده است به گونه ای تغییر یافته این بار هم طبقه بندی اجتماعی ایران قدری متفاوت است اما از همان قوانین پیروی میکند.

طبقات عمده اجتماعی در ایران بدین ترتیب هستند:

1 – طبقه حاکمان دولتی

صاحبان کلیه کارخانه های دولتی و بنیادهای مالی و کلیه اموالی که در اختیار عامه مردم قرار ندارد.مانند بنیاد مستضعفان ( بنیاد پهلوی) آستان قدس رضوی و کارخانه های بزرگی که در ظاهر دولتی هستند مانند ذوب آهن و ایران خودرو اما در واقع سودشان متعلق به این طبقه است.

این طبقه که بیشتر از روحانیون تشکیل یافته اموال طبقه حاکم در زمان پهلوی را مصادره کرده و خود را صاحب اختیار دولت میداند.

2 – بورژوا ها

صاحبان ابزار های توزیع و تولید کالا و خدمات هستند.رابطه تنگاتنگی با طبقه حاکمان دولتی دارند.

3 – بورژواهای کومپرادور

از آنجا که ایران کشوری تک محصولی است و منبع اصلی درامد آن فروش نفت میباشد، واردات، بازار و دلالی نقش مهمی در اقتصاد آن دارد.بنابر این کلیه وارد کنندگان و بازاریان بزرگ که زندگی آنها وابسته به واردات است جزو این طبقه اجتماعی هستند.

4 – خرده بورژوا ها

مالکان جزء.این طبقه جمعیت گسترده ای از شهرنشینان را در بر میگیرد.خرده بورژوا ها پایگاه اصلی طبقاتی انقلاب مشروطه و در کنار طبقه پرولتاریا دیگر پایگاه طبقاتی قیام 57 بودند.خاستگاه بیشتر نخبگان و روشنفکران ایران در دوران قاجار این طبقه بوده است.

در حال حاظر طیف گستر ده ای از بساز بفروشها،صاحبان کارگاه های کوچک تا صاحبان آژانسهای خدماتی و به طور کلی تمامی افرادی که خویش فرما هستند و به بیش از2 کارگر حقوق دایمی پرداخت می کنند را در برمیگیرند.

5 – پرولتاریای شهر نشین

جمعیت این طبقه صاحب هیچ ابزار تولیدی نیست و برای امرار معاش برای یکی از چهار طبقه بالا کار میکند. وجه تمایز آن با طبقه ششم آنست که از حقوق بیشتری برخوردار است و از آموزش نسبی برخوردار گردیده. مانند مهندسین کارخانه ها و کارمندان ادارات معلمان پرستاران و ….این طبقه بین حد اقل دستمزد تایین شده تا سه برابر دستمزد تایین شده حقوق ماهانه دریافت میکند.

6 – پرولتاریای حاشیه نشین-روستا نشین (فقیر)

صاحب هیچ ابزار تولیدی نیستند.برای امرار معاش برای یکی از چهار طبقه بالای جامعه کار میکنند.درامدشان زیر خط فقر است.

 

سه نکته

سه نکته ای که باعث شده طبقه بندی اجتماعی در ایران قدری متفاوت با ساختار جهانی آن باشد آنست که :

1 ایران در دوران معاصر شاهد دو انقلاب،دو کودتا و سه جنگ بوده (کودتای اخیر را هم اضافه کنید)

2 ایران کشوری در حال توسعه بود که ناگهان توسعه آن متوقف شد

3 ایران کشوری وابسته به فروش نفت بوده

 

درصد جمعیتی طبقات اجتماعی

برای شناسایی درصد جمعیتی طبقات اجتماعی به آمار های توزیع ثروت در جامعه رجوع میکنیم.

برای مثال از طریق اسناد ارایه شده از طرف معاون پیشین اقتصادی ریاست جمهوری به روزنامه سرمایه،  60% از درامد کشور متعلق به 20% از جمعیت کشور است. همچنین 50% از جامعه فقیر است (درامدی کمتر از حداقل دستمزد تایین شده دولتی دارد) که 20% زیر خط فقر خشن قرار دارند.(درامدی کمتر از 28 هزار تومان در ماه).

برای ساده تر شدن  مطلب به جدول زیر نگاه کنید:

 

رتبه طبقه

در صد جمعیتی

جمعیت (ملیون)

درصد درامدی *

  1-2-3

  20%

  15

  60%

  4

  30%

  22.5

  30%

  5

  30%

  22.5

  8%

  6

  20%

  15

  2%

 

*هر درصد درامدی در ایران حدود 2 تا 2.5 ملیار دلار است

 

پایان مطلب

 

بد نیست نگاهی به وظعیت اجتماعی خودتان بیاندازید و ببینید در کدام طبقه اجتماعی جای دارید.

شاید بپرسید این طبقه بندی ها چه ربطی به کودتا دارد؟

برای روشن شدن مطلب خوبست نگاه کنید کاندیدا ها و طرفدارانشان از کدام طبقات بودند؟

عوامل سپاه پاسداران(مجریان کودتا) جزو کدام طبقه قرار میگیرند؟

جمعیت معترض از کدام طبقه بود؟

 تا شما سری به آمار های اقتصادی بزنید ما هم قسمت سوم را آماده انتشار میکنیم.

 

موفق باشد.

Advertisements

بررسی علل شکست تظاهرات اخیر و پیروزی موقت کودتا

ارسال شده ژوئیه 1, 2009 توسط pishgaman
دسته‌ها: سیاسی

 

فشار از پایین،چانه زنی از بالا

طبق نظریه معروف اصلاحات،اصلاح طلبان بر این باور بودند که با انتخاب افراد میانه رو از داخل رژیم  و وارد کردن آنها به مناسبات قدرت در طبقه حاکمه و چانه زنی آنها با رئوس قدرت و همچنین به کمک فشار مردم از پایین،رژیم را وادار به اصلاح خودش نمود تا از حالت منفوری که دارد به یک رژیم سرمایه داری متعارف و قابل قبول در جامعه جهانی تبدیل شود.

اما این پروژه در نهایت در انتخابات 22 خرداد 87 شکست خورد.

جالب آنجاست که بالاترین سطح چانه زنی ازطرف دو کاندیدای اصلاح طلب صورت گرفت و بی سابقه ترین حمایت مردمی هم از اصلاح طلبان به عمل آمد اما نتیجه آن شد که دیدیم. و به گفته بسیاری از تئورسین های اصلاح طلب،پرونده اصلاحات برای همیشه بسته شد.

چرا اصلاحات به شکست انجامید؟

از منظر های مختلف میتوان به این پرسش پاسخ داد اما در کل سه دلیل عمده برای این شکست وجود داشت:

1-سازشکار بودن رهبران اصلاحات

2-عدم وجود هدف روشن از اصلاحات (هیچ مشخص نبود که قرار است  با اصلاحات به کجا رسید)

3-حامیان مردمی اصلاحات که جمعیت تظاهرات کنندگان را تشکیل میدادند پایگاه طبقاتی نداشتند.

این نکته بسیار مهمیست که در طول تاریخ سابقه نداشته است که یک جنبش غیر طبقاتی بتواند دست به انقلاب یا تغییر عمده در وضعیت جامعه بزند.

چرا فشار از پایین موثر واقع نشد؟

صحبت را به این ترتیب ادامه میدهیم که چرا تظاهرات ها و اعتراض های مردمی به نتیجه انتخابات نتیجه بخش نبود.

همانطور که در بالا اشاره شد به دلیل سوم و طبقاتی نبودن این اعتراض ها،نیروی تظاهرات مردمی به حدی نبود که رژیم را  بترساند و در عمل نیروی سرکوب رژیم به راحتی توانست آنرا مهار کند.البته دلیل اول یعنی عدم رهبری درست را هم نباید نادیده گرفت.

نیروی تظاهرات به حدی نبود که رژیم را مجبور به عقب نشینی کند

 

تظاهرات اصلی در شهر تهران و سپس در شهرهای اصفهان،شیراز،تبریز،و چند شهر کوچک غربی و دو بندر جنوبی رخ داد.

جای شهر مشهد به عنوان دومین کلان  شهر ایران در این تظاهرات ها خالی بود.(که جا دارد به آن پرداخته شود)

مهمترین ضعف این تظاهرات ها آن بود که پایگاه طبقاتی مشخصی نداشت.

پس آنها متعلق به کدام طبقه اجتماعی بودند؟

جمعیت تظاهرات کنندگان را عده ای از طبقه متوسط شهر نشین در شهر های بزرگ تشکیل میدادند.

آنها حتی شامل خرده بورژوا ها هم نمیشدند.(خرده بورژوارها کاسبکاران-بازاریان جزء و خرده مالکان هستند) که پایگاه اصلی طبقاتی در انقلاب مشروطه بودند.

تظاهر کنندگان درصد کوچکی از طبقه متوسط شهر نشین بودند

نسبت جمعیتی شهر های بزرگ کشور به کل کشور 25% است.

25% روستاها و 50% شهر های کوچک.

تظاهرات کنندگان درصد کوچکی از آن 25% بودند. که اگر تظاهرات 24 خرداد را که جمعیتی بالغ بر سه ملیون نفر در آن شرکت داشتند را استثنا فرض کنیم، در کل تظاهرات های تهران جمعیت از یک ملیون نفر تجاوز نکرد.

جمعیت پنج شهر بزگ کشور 18 ملیون نفر است که  در خوشبینانه ترین حالت اگر جمعیت تظاهرات کنندگان روزانه 2 ملیون نفر باشد ( 1 ملیون در تهران و 200 هزار نفر در شهر های دیگر) این رقم تنها شامل 11% جمعیت شهر های بزرگ خواهد شد.و تنها و تنها نزدیک به 3% از کل جمعیت کشور را شامل میشود.

تنها 3 % معترض!

با توجه به این درصد کم از حظور مردم معترض به نتیجه انتخابات بسیار واضح است که رژیمهیچ ترسی از سرکوب آنها به خود راه نداد و به راحتی کودتاچیان به پیروزی رسیدند.

در اینجا اشاره میکنم که برای تغییر انقلابی در یک جامعه به حداقل 40% نیروی فعال خواهان تغییر در آن جامعه نیاز است.

حالا پرسش اینست که چرادیگر جمعیت کشور و دیگر طبقات جامعه به این تظاهرات ها نپیوستند؟

چرا بازاریان دست به اعتصاب نزدند؟ چرا کارگان به صحنه نیامدند؟ چرا طبقه فرودست و به قول معروف پایین شهری که در شرایط عادی و غیر انقلابی همیشه ترس از آشوب آنها وجود دارد در این شرایط پا به عرصه نگذاشتند؟

پاسخ روشن است.

هیچ کدام از طبقات دیگر نفعی در ابطال انتخابات نداشتند.یا آنکه نتیجه آنقدر برایشان ارزشمند نبود که به خاطرش هزینه پرداخت کنند.

پرسش مهمی که بوجود میاید اینست:

چرا؟

در مقاله بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا دیگر طبقات اجتماعی وارد معرکه نشدند و طبقه متوسط شهر نشین تنها ماند.